نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی
یک عده آدم لی لی پوتی دوباره اقدام به هک کردن صفحه ی فیس بوکم کرده اند، این چهارمین
مرتبه است که صفحه ام را هک می کنند؛ اگر بتوانم مجددا صفحه را پس بگیرم،عالی ست
اما اگرهم نتوانم ازپا نمی نشینم.
با شما هستم که تمام عمرتان فقط بدی و زعارت داشته اید
فقط توانسته اید ضرربرسانید و نفعی از شما به کسی نرسیده
با شمایم که هزاران نفر را ازخودتان رنجانده اید
«من با شمایم های !
ای درختان عقیم ریشه تان در خاک های هرزگی مستور
یک جوانه ی ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند . . . » *
ادبیات را با این کارها نمی توانید ساکت کنید ، پس بچرخید تا بچرخم. . .
در این راستا یکی ازدوستان خوب شاعر دارد به من کمک می کند که دوست دارم ازهمین جا
محبت های بی دریغ او را پاس بدارم.
و در انتها شعری سپید :
هر دکل درختی فراموش شده ست
هر برج کلبه ای که سینه اش خاموش شده
خواب خاکستری را می گویم
·
من فرزند شهرم
فرزند مسیر دانشگاه
هم نسل موی عجیب و لباس تنگ
من فرزند شهرم
·
هدیه ای در دست همین شهر بودی که دیدمت
در دامنت عصاره ی دشت و
در مشتت چشمه ای بود
و بازویت . . .
بازویت مرا به تماشا کشید
چون ساق ماده آهویی که فرزندش را شیر می دهد
·
بلند شو
نامت را حک کن بر پیشانی ام
تا تندیسی باشم در میدان ها

مهدی آخرتی
پانوشت: شعر داخل گیومه که با ستاره مشخص شده برشی از شعر مهدی اخوان ثالث عزیز است.
پانوشت: دوست خوبم ایمان ژاله وبلاگی راه اندازی کرده، این وب را می توانید در لینک پایین ببینید: