کمی توجیه .
دوبیت به یکی از غزل های قدیمی ام که همیشه حس می کردم ناقص است اضافه کرده ام،
آن را اینجا می گذارم :
چشم من ، عکس تو ، نوار سیاه ، پشت در انتظار می گرید
سرزمینم که . . . بی تو خالی شد ، رم درون سزار می گرید
سر به روی کدام شانه گذاشت غصه ات بعد من عزیز دلم ؟
در نبود سرت بیا و ببین شانه ام زار زار می گرید
آسمان را درید گریه ی من، مثل آن لحظه ی سیاهی که
در عزای جوان ناکام اش مادری داغدار می گرید
شنبه تا پنجشنبه ساکت و سرد ، زخم های غروب پشت غروب
آسمان کل هفته بغضش را جمعه بی اختیار می گرید
روز آخر : سه چار خط نامه ، خط خطی خیس مثل چشمانم
غزلم ناتمام می ماند بدنم روی دار می گرید
تا که پشت مرا به خاک رساند گفت با خود: عجب شوالیه ای !
روی نعش حریف ِ سرسختش ، مرگ با افتخار می گرید

عباس عادل زاده را بخوانید :
الهه فیاضی عزیز با شعری منتظر شماست در :